درامتداد شب به حلقه های ستاره نگاه میکنم باز رفتنت وهجرانت را باور ندارم. اشک های خیس من روی صورتم همچون حلقه های ستاره برگونه های من جاری شدند.من بی تو تنها وبی کس شده ام. تمام زندگی من خزون و دلم من رنگ غروب خزون شده است. این دل من همچون دیووانه شب گرد به سوی تو به تپش افتاده. ای کاش میدونستی قلب من هر شب به سوی تو پرواز می کند.. کاشکی می دونستی این هجران تو سکوتم را تا ابد بر زبان کشیده است.





